شعر طنز گوناگون
دختری از کوچه باغی میگذشت
یک پسر در راه ناگه سبز گشت
در پی اش افتاد و گفتا او سلام
بعد از ان دیگر نگفت او یک کلام
دختر اما ناگهان و بی درنگ
سوی او برگشت مانند پلنگ
گفت با او بچه پروی خفن
می دهی زحمت به بانوی چو من؟
من که نامم هست آزیتای صدر
من که زیبایم مثال ماه بدر
من که در نبش خیابان بهار
مبکنم در شرکت رایانه کار
دحتری چون من که خیلی خانمه
بیشت و شش ساله _مجرد_دیپلمه
دختری که خانه اش در شهرک است
کوی پنجم_نبش کوچه_نمره شصت
در چه مورد با تو گردد هم کلام
با تو من حرفی ندارم والسلام
گفتم تو شيرين مني ... گفتا تو فرهادي مگر؟؟؟ ...
گفتم خرابت ميشوم ... گفتا تو آبادي مگر؟؟؟ ...
گفتم ندادي دل به من ... گفتا تو جان دادي مگر؟؟؟ ...
گفتم ز کويت ميروم ... گفتا تو آزادي مگر؟؟؟ ...
گفتم فراموشم نکن ... گفتا تو در يادي مگر؟؟؟ ...
گفتم که بر بادم مده ... گفتا نبار بادي ...
گفتم که اين شعر رو بخون ... گفتا که الافم مگر؟؟؟
====================
ما كه در صف از فشار همدگر زائيده ايم
صبحها تا شام و شبها تا سحر زائيده ايم
از فشار جمع مردم بارها با حال زار
در كنار دكه «مشتي صفر» زائيده ايم
گاه بعضي راميان همدگر زايانده ايم
گاه ما هم در صفي، جايي دگر زائيده ايم
زيركي مي گفت آنطوري كه من كردم حساب
از زن اكبر چاخان هم بيشتر زائيده ايم!
چون كه او هر سال مي زايد يكي كودك ولي
ما همين امسال صد كاكل به سر زائيده ايم
در همين تهران هزاران بار فارغ گشته ايم
غيراز آن طفلان كه شايد در سفر زائيده ايم
دوش با من تازه كاري در صف سيگار گفت:
بسكه مي كوبندمان از پشت سر زائيده ايم
گفتمش: عيبي ندارد اي برادر زانكه ما
پيش از اينها در صف قند و شكر زائيده ايم
ديگران در بخشهاي زايمان زائيده اند
ليك ما در بين مردم، پشت در زائيده ايم
اندرين آشوب و غوغا، جنس كودك شرط نيست
اي كه مي پرسي كه دختر يا پسر زائيده ايم؟
گفتم غم تو دارم گفتا چشت درآيد!
گفتم که ماه من شو گفتا دلم نخواهد!
گفتم خوشا هوايي کزبادصبح خيزد
گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد!
گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد
گفتا برو به سويي ? تا گلّ ني درآيد!
گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد
گفتا که اي واي ديرشد? داد مامان درآمد
در ثنای دانشگاه آزاد:
سپاس و ستايش دانشگاه آزاد را ، كه تركش موجب بي مدركي است و به كلاس اندرش مزيد در به دري ، هر ترمي كه آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان رسد مايه ضرر ، پس در هر سالي دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب...... از جيب و جان كه بر آيد ...... كز عهده خرجش به در آيد.
=======================
دعاي پاس کردن درس:
الهي ادرکني پاسا ترمي به نمرتي دهي و دوازدهي و حفظا من مشروطي و فلجا استادي و لغوا امتحاني بحق برفا و آلودگي جوا اين دعا رو امشب به همه توصیه کن و تا آخر ترم ديگه درس نخون مطمئن باش جواب ميگيري ...شک نکن...




